چشم‌زخم در تعالیم اسلامى

براى تفسیر این حدیث رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانى، ج 10، ص 173ـ 175؛ شاید خال‌کوبى از آن‌رو که روشى براى دفع چشم‌زخم بوده است در اینجا ذکر و از آن نهى شده باشد). در حدیث دوم (رجوع کنید به ابن‌حنبل، ج 6، ص 438؛ مسلم‌بن حجاج، ج 7، ص 14؛ ابوداوود، ج 4، ص210؛ ترمذى، ج 3، ص 268؛ براى شرح مفصّل شأن صدور این حدیث رجوع کنید به شوکانى، ج 9، ص 107) آمده است: «اگر چیزى باشد ــ با تعبیر «لَوْ»ــ که بتواند بر قضا و قدر سبقت بگیرد، آن چیز چشم‌زخم است.» محتواى این حدیث، باتوجه به رویکرد توحیدى قرآن و پیامبر اکرم، باید مورد مداقّه قرار گیرد (رجوع کنید به ادامه مقاله). اما احادیث شیعه در باب چشم‌زخم چندان زیاد نیست. در حدیثى که کلینى (ج 6، ص 503) از امام رضا علیه‌السلام روایت کرده است، امام روشى را که براى دفع چشم‌زخم توصیه می‌شده ــ یعنى فرد چشم‌زن خود را شستشو دهد و سپس چشم‌خورده، خود را با آن آب شستشو کند (رجوع کنید به ابوداوود، ج2، ص224)ــ ناشایست خوانده و به جاى آن، برخى اعمال دینى، مانند قرائت حمد و مُعَوِّذَتین، را سفارش کرده است. در حدیث دیگر، که راوىِ آن ابن‌بسطام از امام رضا علیه‌السلام بوده، همان تعبیر «العین حقٌّ» آمده است (رجوع کنید به ابن‌بسطام، ص 121) همچنان‌که عبارت «اگر چیزى بر قدر سبقت گیرد...»، نیز از امام صادق علیه‌السلام روایت شده است (رجوع کنید به حسن‌بن فضل طبرسى، ص 414؛ مجلسى، ج 92، ص130ـ131).

این احادیث، مبناى استنباطهاى فقهى واقع نشده‌اند و چشم‌زخم، موضوع استخراج احکام فقهى نبوده است. هرچند گفته شده است که در برخى مناطق شمال افریقا، در صورت اثبات اینکه فرد مشهور به شورچشمى، به کسى از این طریق خسارتى وارد آورده، وى را ضامن خسارت می‌دانستند (رجوع کنید به وسترمارک، ص 24). ممکن است در این گزارشها، میان چشم‌زخم و سحر خلط شده باشد، چنان‌که به‌گزارش ابن‌خلدون (ج :1 مقدمه، ص 663ـ664؛ نیز رجوع کنید به شوکانى، ج 9، ص 110)، فقها واردکننده خسارت از راه ساحرى را ضامن می‌دانستند، ولى چشم‌زننده ضامن نبود، زیرا فقها میان فعل ساحرانه، اکتسابى و مختارانه که به قصد اضرار به غیر انجام می‌شد با فعلِ زیان‌بارِ صاحبِ چشمانِ شور، که غیراکتسابى، غیرمختارانه و طبیعى بود، تمایز قائل می‌شدند. ابن‌خلدون (برخلاف آنچه د.تشیع، همانجا، به غلط از او نقل کرده) حتى میان فعل کسانى که با نگاه ساحرانه، عبا، پوست یا شکم گوسفندان را می‌شکافتند (بَعّاجان) با فعل فرد شورچشمى که با دیدن و تحسین کردن چیزى، موجبِ اضرار به آن می‌شود به‌کلى تفاوت نهاده است (رجوع کنید به ابن‌خلدون، همانجا، نیز رجوع کنید به ج :1 مقدمه، ص660ـ661). اصولا مردمان، شورچشمى را حالتى مادرزادى می‌دانستند که به طالع و ساعت تولد افراد بستگى داشت و شدت و ضعف آن نیز در افراد، متفاوت بود و برخلاف سحر، نمی‌شد آن را فراگرفت یا تقویت کرد (رجوع کنید به دونالدسون، ص 15). برخى فقها براى کسانى که به شورچشمى اشتهار می‌یافتند ــو احتمالا از این‌رو که موجب ترس و وحشت مردم می‌شدندــ احکامى صادر کرده‌اند، از جمله گفته‌اند چشمْ زن (عاین) را باید از مخالطت با مردمان منع کنند و او را در خانه‌اش بازدارند و براى معیشت او، از بیت‌المال مقررى تعیین کنند (براى نمونه رجوع کنید به شوکانى، ج 9، ص110).

باور به چشم‌زخم و وجود احادیثى در تأیید واقعیت آن و به ویژه حدیثى که چشم‌زخم را همپایه قضا و قدر تلقى می‌کرد، پرسشهایى برمی‌انگیخته که بسیارى از عالمان مسلمان را به پاسخگویى واداشته است (براى نمونه رجوع کنید به شریف رضى، ص368ـ 369؛ ابن‌تیمیه ص 346ـ 347؛ نیز رجوع کنید به ممون، ص 17، 365، پانویس 351). از دیدگاه آنان در پس سحر و چشم‌زخم و جز اینها، خداوند قادر متعال قرار دارد، یعنى آنچه فی‌الواقع تأثیر می‌کند قدرت الهى است نه اینکه این‌گونه عوامل، معارض قدرت مطلق الهى باشند. همچنین گفته شده که این حدیث، از باب مبالغه، تأثیر چشم‌زخم را همپایه یا برتر از قضا و قدر عنوان کرده است (رجوع کنید به مجلسى، ج69، ص34ـ 35؛ براى برخى اقوال دیگر در اینکه چشم‌زخم، در عرض اراده الهى نمی‌تواند باشد رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانى، همانجا؛ مجلسى، ج 60، ص 7ـ8، 19ـ21). در توصیه‌هاى اخلاقى نیز آمده است که پیروى از اسبابى که محض توهم و احتمال‌اند، همچون افسونها و اوراد و تدبیرهاى دفع چشم‌زخم، منافى توکل‌اند؛ چه، اینها نزد عقلا نمی‌توانند از جمله اسباب تلقى شوند (رجوع کنید به سعدى، ص139؛ نراقى، ج3، ص227).

/ 4 نظر / 28 بازدید
گروه یار

سلام دوست عزیز اگه دوست دارین اونايي كه تو فضاي مجازي واسشون نظر ميذارین يا وبشونو ميخونین، تو واقعيت ببينین در جلسه رو چهارشنبه ساعت 6 در مرکز حتما شرکت کنین. می تونین بهترین پستی که تو وبلاگتون گذاشتینم بیارین تا وسه دوستاتون بخونین راستی قبلش توی سایت قسمت عصر وبلاگ خوانی حتما ثبت نام کنین. منتظرتون هستم

گروه یار

آیا عضو مرکزوبلاگنویسی دینی هستید؟ تا چه حد با سیاستهای حمایتی ونظارتی این مرکز آشنایی دارید؟ آیا ازچگونگی ساماندهی وبلاگهای عضو مرکزاطلاعی دارید؟ برای اطلاع آنهایی که تاکنون به سایت مرکز مراجعه نکرده اند و از آیین نامه ها اطلاعی ندارند و آنهایی که گمان نمی کرده اند عضویتشان در مرکز تابع شرایط و قواعدی است عرض می کنم که به عنوان عضوی از مرکز ، ضمن رعایت شرایط عمومی اخلاقی ،لازم است نکاتی را در ارائه مطلب دروبلاگشان رعایت کنند تا ازاین جمع طرد نشوند. در هر گروه یک گروه یار به عنوان رابط بین اعضای گروه و مرکز و به عبارتی حامی حقوق اعضای گروهش فعالیت می کند که اگر وبلاگ فعالی دارید حتما تاکنون با پیامها و نظراتی که گروه یار گروه تان برای شما گذاشته مواجه شده اید. گروه یارموظف است در طول ماه از وبلاگ شما دیدن کند و نکات قوت و ضعفتان را گوشزد نماید و درپایان ماه براساس معیارهای ارزیابی(می توانید این معیارها را از سایت دریافت کردهودر صورتداشتن هرگونه سؤالی دراین زمینه با گروه یارتان مشورت کنید) وبلاگ شما را ارزیابی نماید. لازم به ذکراست که در پایان هر فصل از مدیران وبلاگهای برتر تقدیر خواهد شد و وبلاگ برتر سال

عادلی

خیلی خوب بوذ

حسنا

کارشناسی شد ممنون