فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

و اما خاطره ای دیگر و خیلی جالب از مرحوم ابوترابی

این خاطره را به نقل از آقای عبدالمجید رحمانیان از سایت راسخون برایتان ارسال می کنم که خیلی جالب توجه است.

...


تیمسار نزار ، رئیس کمیسیون اسرا در عراق ، افسر مغرور و سنگدلی بود. یک روز برای بازرسی به اردوگاه ما آمد . پس از بازدید داشت از در اردوگاه بیرون می رفت که حاج آقا خودش را به او رساند . گفت «این گیوه ها رو یکی از اسرا بافته. به یادگار از طرف همه به شما هدیه می کنم.» تیمسار با تعجب پرسید «شما کی هستی؟» گفت «ابوترابی هستم». تیمسار که در جمع افسران عالی رتبه ، درجه دارها و محافظانش ایستاده بود، دستش را بالا آورد و به حاج آقا احترام نظامی کرد. اسرای ایرانی و عراقی هایی که آنجا ایستاده بودند مات و مبهوت به این صحنه نگاه می کردند.
تیمسار مدتی با حاج آقا صحبت کرد. بعد به فرمانده اردوگاه دستور داد برخی امکانات رفاهی را برای اسرا فراهم کند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۱ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : رضا محمدی فرد | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.