فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

                                

از انواع دیگر نگاه ها می توان به نگاه های اسرارآمیز و فسونگری چون چشم زخم و سحر اشار

ه کرد که شخص را مسحور می کند و رفتارهایش را تحت تصرف در می آورد و یا نگرش و رفتارش را تغییر می دهد.

 

 


سحر :

«سحر که همان خدعه و فریب، و همچنین پندارهائى که حقیقت ندارد، مثل شعبده بازى که دیدگاه هاى بینندگان را با تردستى و از آنچه که مى‏کند برمى‏گرداند و همین طور- سحر- یعنى، کارى که سخن چین مى‏کند که با سخنان مزخرف و ظاهر فریبش باز دارنده گوشها از شنیدن حقّ است»[1]، به اشکال گوناگونی انجام می گیرد که یکی از طرق معروف آن سحر از طریق چشم است، چرا که سحر، در اصل، برگرداندن و نشان دادن واقع و حق به صورت خلاف است و این کار از طریق تصرف در دید ظاهری اشخاص یا تأثیر بر فکر و قلب انسان ها و یا تصرف در ادراکات صحیح آنان انجام می شود. لذا شخص جادو شده و مسحور، همان چیزی را می بیند یا می اندیشد که ساحر و جادوگر در او تلقین و القاء نموده است. سحر، با توسل جستن به اسباب و وسایل خاصی که در کتاب های مربوط آمده و یا با تردستی و حیله های پنهان از چشم ها انجام می گیرد.

گزارش های قرآنی نشان می دهد که سحر در گذشتگان بویژه در میان بابلیان و یهودیان :

«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ[2]

«و پیروى کردند سخنانى را که (دیوان و) شیاطین در ملک سلیمان (به افسون و جادوگرى) مى‏خواندند، و هرگز سلیمان (با به کار بردن سحر به خدا) کافر نگشت و لکن شیاطین کافر شدند که سحر به مردم مى‏آموختند. و آنچه را که بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پیروى کردند، در صورتى که آن دو ملک به هیچ کس چیزى نمى‏آموختند مگر آنکه بدو مى‏گفتند که کار ما فتنه و امتحان است، مبادا کافر شوى! اما مردم از آن دو ملک چیزى را که ما بین زن و شوهر جدایى افکند مى‏آموختند، البته به کسى زیان نمى‏رسانیدند مگر آنکه خدا بخواهد، و چیزى که مى‏آموختند به خلق زیان مى‏رسانید و سود نمى‏بخشید، و محققا مى‏دانستند که هر که چنین کند در عالم آخرت هرگز بهره‏اى نخواهد یافت، و آنان به بهاى بدى خود را فروختند، اگر مى‏دانستند.»[3]

 

 

 

 

و قبطیان :

«فَلَمَّا جاءَهُمْ مُوسى بِآیاتِنا بَیِّناتٍ قالُوا ما هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُفْتَرىً وَ ما سَمِعْنا بِهذا فی آبائِنَا الْأَوَّلینَ»[4]

«چون موسى با معجزات و آیات ما که (حقانیتش) بر همه روشن بود به سوى فرعونیان آمد باز (آن قوم خود سر و لجوج نادان) گفتند: این معجزات تو جز سحرى که ساختگى توست چیز دیگرى نیست و ما این گفتار و دعوى که تو دارى هیچ از پدران پیشینمان (امم سابقه) نشنیده‏ایم.»[5]

و اعراب جاهلی :

«وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبینٌ.»[6]

«و اوست خدایى که آسمانها و زمین را در فاصله شش روز آفرید و عرش با عظمت او (شاید یک معنى عرش که روح و حقیقت انسان است اینجا مراد باشد) بر آب قرار داشت (شاید مراد از آب علم باشد) تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما نیکوتر است. و محققا اگر به این مردم بگویى که پس از مرگ زنده خواهید شد، همانا کافران خواهند گفت که این سخن را هرگز حقیقتى جز سحر آشکار نیست.»[7] وجود داشته است.

خداوند در آیات 116تا 118 سوره اعراف به سحر چشمان و تصرف در افراد از این راه پرداخته و فرموده است:

«قَالَ أَلْقُواْ  فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْینُ‏َ النَّاسِ وَ اسْترَْهَبُوهُمْ وَ جَاءُو بِسِحْرٍ عَظِیمٍ (116) وَ أَوْحَیْنَا إِلىَ‏ مُوسىَ أَنْ أَلْقِ عَصَاکَ  فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا یَأْفِکُونَ (117) فَوَقَعَ الحَْقُّ وَ بَطَلَ مَا کاَنُواْ یَعْمَلُونَ (118)»[8]

«موسى گفت: شما اول اسباب خود بیفکنید. چون بساط خود انداختند به جادوگرى چشم خلق بربستند و مردم را سخت به هراس افکندند، و سحرى بس عظیم و هول‏انگیز برانگیختند. (116) و ما به موسى وحى نمودیم که عصاى خود را بیفکن، (چون عصا انداخت) ناگاه معجزه او هر چه ساحران بافته بودند یکباره همه را ببلعید. (117) پس حق ثابت شد و اعمال ساحران همه باطل گردید. (118)»[9]

این آیات نشان می دهد که این تصرف در چشمان موجب شد تا مردم هراسان شوند و رفتار و واکنش طبیعی نداشته باشند و آن چه را حق بوده باطل و باطل را حق ببینند.

تصرف از طریق چشم چنان است که قوه خیال نیز از کنترل شخص خارج می شود و چیزی را می بیند که ساحر می خواهد:

«قَالَ بَلْ أَلْقُواْ  فَإِذَا حِبَالهُُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یخَُیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنهََّا تَسْعَى‏»[10]

«موسى گفت: شما اول بساط خود درافکنید، (آنها بساط خویش افکندند) که ناگاه در اثر سحر آنان رسنها و چوبهاشان پنداشتى در نظر به جنبش و رفتار آمد.»[11]

این تخیل در چشمان و مسحور شدن به گونه ای بود که حضرت موسی A ترسان شد:

«فَأَوْجَسَ فىِ نَفْسِهِ خِیفَةً مُّوسىَ»‏[12]

«در آن حال موسى در دل خویش سخت بترسید (که مبادا امر بر مردم مشتبه شود و میان سحر ساحران با معجز موسى فرق نگذارند و حجت او بر خلق آشکار نگردد).»[13]

در آیات 44 و پس از آن سوره شعراء نیز این معنا مورد توجه و تاکید قرار گرفته است که سحر، در چشم و تخیل و قلب مردم تصرف می کند و آنان را به سمت و سویی می برد که ساحران می خواهند :

«فَأَلْقَوْاْ حِبَالهَُمْ وَ عِصِیَّهُمْ وَ قَالُواْ بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَلِبُونَ.»[14]

«ساحران هم رسن و طنابها و چوبهاى سحر خود را بیفکندند و به عزت فرعون قسم یاد کردند که (بر موسى) البته غالب خواهیم شد.»[15]

براساس آیه 102 سوره بقره :

«وَ اتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلىَ‏ مُلْکِ سُلَیْمَنَ  وَ مَا کَفَرَ سُلَیْمَنُ وَ لَاکِنَّ الشَّیَطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ مَا أُنزِلَ عَلىَ الْمَلَکَینْ‏ِ بِبَابِلَ هَرُوتَ وَ مَرُوتَ  وَ مَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتىَ‏ یَقُولَا إِنَّمَا نحَْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکْفُرْ  فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَینْ‏َ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ  وَ مَا هُم بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ یَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَ لَا یَنفَعُهُمْ  وَ لَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْترََئهُ مَا لَهُ فىِ الاَْخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ  وَ لَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ  لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ.»

نیز این معنا به دست می آید که سحر در میان بابلیان به عنوان یک قدرت شناخته و مورد استفاده بوده است. از آن جایی که این مسئله بلای جان جامعه شده بود، خداوند دو فرشته را مأموریت می دهد تا به میان ایشان بروند و روش مبارزه و ابطال سحر را بیاموزانند؛ اما مردم پس از یادگیری، تنها به جنبه منفی سحر رو آوردند که از آن جمله جدایی میان زن و شوهرها بوده است.

رابطه علی و معلولی همان طور که در اشیاء و اجسام مادی وجود دارد ،‌ در امور معنوی هم وجود دارد. برای همین استفاده از جادو و ... برای آسیب زدن به دیگران گناه بزرگ و نابخشودنی است.

از این رو خداوند آموزش و یادگیری و یاد دادن سحر و جادو را حرام کرده است؛ زیرا مردم از آن برای تصرفات نادرست بهره می گیرند.

 

 

برای ابطال سحر می بایست به خداوند پناه برد و از خداوند استمداد گرفت :

«فَلَمَّا أَلْقَوْاْ قَالَ مُوسىَ‏ مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ  إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ  إِنَّ اللَّهَ لَا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ.»[16]

«آن گاه که ساحران بساط جادو انداختند، موسى گفت: خدا البته سحر شما را باطل خواهد کرد، که خدا هرگز عمل مفسدان را اصلاح نکند.»[17]

«قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ الْفَلَقِ»[18]

«بگو: من پناه مى‏جویم به خداى فروزنده صبح روشن.»[19]

«وَ مِن شَرِّ النَّفَّثَاتِ فىِ الْعُقَدِ»[20]

«و از شرّ زنان افسونگر که (به جادو) در گره‏ها بدمند.»[21]

چرا که انسان با استعاذه به خداوند می تواند هم از شر سحر در امان ماند و هم با مددگیری از خداوند آن را ابطال نماید؛ علامه طباطبایی می گوید که با استفاده از واژه «اعوذ» که به معنای دوری کردن از شرور از جمله سحر ساحران است انسان قادر به دفع آن است؛ چرا پناه بردن به سوی خدا به معنای توانایی خداوند به دفع این شرور می باشد.[22]

سحر از مقولاتی است که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادی که از این ابزار علیه دیگران استفاده می کنند.



2ـ ترجمه مفردات، ج 2، ص 191.

1ـ بقره/102.

2ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 16.

1ـ قصص/36.

2ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 390.

3ـ هود/7.

4ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 222.

5ـ اعراف/116 ـ 118.

1ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 164.

2ـ طه/66.

3ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 316.

4ـ طه/67.

5ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 316.

1ـ شعراء/44.

2ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 369.

1ـ یونس/81.

2ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 218.

3ـ فلق/1.

4ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 604.

5ـ فلق/4.

6ـ ترجمه قرآن( الهى قمشه‏اى)، ج 1، ص 604.

7ـ نگاه کنید: المیزان، ج20، ص 392.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: چشم شور و سحر و جادو , دفع چشم زخم , چشم زخم در فرهنگ عامه , درمان چشم زخم


تاريخ : سه‌شنبه ٩ خرداد ۱۳٩۱ | ٩:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رضا محمدی فرد | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.